على محمدى خراسانى

284

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)

4 . مرحوم آخوند تحقيقى كرده و مىفرمايد : اصل قيام مبدأ به ذات معتبر است ولى قيام ، نه منحصر در حلولى است و نه منحصر در صدورى و ايجادى ؛ بلكه به اختلاف موادّ مشتقّات و نيز هيئات آنها ، قيام هم مختلف و متفاوت است كه به همهء آنها اشاره مىشود : الف ) گاهى قيام مبدأ به ذات صدورى است ؛ يعنى مبدأ از ذات صادر شده است . مثل ضَرْبْ و تكلّم و كتابت كه مىگوييم : زيدٌ ضاربٌ ، بكرٌ متكلّم و . . . . ب ) گاهى قيام ، حلولى است ؛ يعنى مبدأ ، حالّ و ذات محلّ است . مثل قيام و قعود ، سواد و بياض كه بر جسم و ذات حلول مىكنند . دو قسم مذكور مربوط به اختلاف موادّ بود . ج ) گاهى قيام به نحو وقوعٌ عليه است ؛ يعنى مبدأ بر روى ذات واقع شده است . مثل زيدٌ مضروبٌ كه ضرب بر زيد واقع شده است و القرطاس مكتوبٌ كه كتابت بر كاغذ حلول كرده است . د ) گاهى به نحو وقوعٌ فيه است ؛ يعنى مبدأ در ظرف زمانى يا مكانى ذات واقع شده است . مثل يومُ الجمعه مقتلُ زيدٍ ، المسجدُ مَسْجَدُ بكرٍ كه قتل و سجده در فلان زمان يا مكان واقع شده است . اين دو قسم هم مربوط به اختلاف هيئات بود . ضمناً هر چهار قسم ، مربوط به فرضى است كه ميان مبدأ و ذات مغايرت مصداقى و خارجى وجود دارد . ه ) گاهى قيام انتزاعى است ، به اين صورت كه مبدأ از ذات انتزاع مىشود و بر ذات حمل مىشود و با ذات تغاير مفهومى دارد ، ولى از لحاظ مصداق خارجى اتّحاد دارند . مانند صفات كماليّه خداوند نسبت به ذات الهى كه در امر رابع گفته شد . و ) گاهى قيام مبدأ به ذات ، انتزاعى است ؛ ولى نه به اين صورت كه مبدأ در خارج موجود است و غير ذات يا عين ذات است ؛ بلكه مبدأ اصلًا وجود خارجى ندارد و آنكه در خارج هست ، منتزعٌ منه يا مبدأ انتزاع است و خود مبدأ ، صرفاً يك امر اضافى و اعتبارى است كه در عالم اعتبار وجود دارد نه در خارج . مثل ملكيّت و زوجيّت و رقّيّت و حرّيّت كه در خارج ، ذات مالك و زوج ، ذات مملوك و زوجه و . . . وجود دارد ، ولى شىء ثالثى به نام علقهء زوجيّت و ملكيّت و . . . موجود نيست ، بلكه اينها اعتباراتى عقلايى و شرعى هستند كه در عالم اعتبار موجودند . مرحوم آخوند اسم اينها را خارج محمول مىگذارد . بيان ذلك : محمولات به پنج دسته تقسيم مىشوند : 1 . ذاتيّات ؛ يعنى اجناس و فصول و ذاتى باب ايساغوجى ؛ مثل حيوان و ناطق كه بر انسان حمل مىشود . 2 . لوازم ذات ؛ يعنى ذاتى باب برهان ، مثل امكان ذاتى كه بر ممكنات حمل مىشود و در خارج ثابت است . 3 . محمولات من صميمه ، يعنى محمولاتى كه از صميم ذات انتزاع شده و بر ذات حمل مىشوند و خود ذات ، براى انتزاع اوصاف و حمل آنها بر ذات كافى است و نيازى به ضمّ ضميمه ندارد . مثل